سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
61
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
سيد عبد اللّه كه جلوس كرده بودند بردند و در آنجا صلح كرده و عذر خواست . به اتفاق آقا سيد عبد اللّه از مجلس بيرون آمدند . مىخواستند ميانهء آقا و رئيس را به هم بزنند . الحمد [ للّه ] عقل آقا قبول نكرد و از در فكرت و مودت درآمد و اقوال مردم را قبول نفرمود . مردم به خانهء آقا اجتماع نمودند كه هرچه بفرماييد ما مالا و جانا حاضريم و بايد رئيس معزول شود . روز چهارشنبه و پنجشنبه 25 هم رئيس به مجلس نيامد و روز پنجشنبه اجماعى منزل آقا بود كه هرچه امر كنى ماها اطاعت داريم . ظفر السلطنه هم از وزارت جنگ استعفا داده بود كه من نمىتوانم اين اشخاص را مجازات بدهم . بههرحال آقا پولتيكشان اقتضا نكرد كه با رئيس در اين موقع بر هم بزنند . زيرا كه غالب از وكلا و بيشتر مردم ميل به رئيس كه احتشام السلطنه است داشتند و مىگفتند تا به حال خيانتى از رئيس صادر نگشته . بههرحال روز شنبه 27 رئيس را به مجلس آوردند و اصلاح شد . عصر روز دوشنبه 29 ذيحجه مقتدر نظام و صنيع حضرت و سيد كمال و ياور اسمعيل در ديوانخانهء عدليه در حضور نمايندهء تمام انجمنها چوب كاملى خوردند و قرار گذاشتهاند كه بعد از خوردن چوب شبانه به سمت كلات [ 73 ] تبعيدشان نمايند . و همين امروز عصر اهالى نظام يعنى رؤساى نظام در مدرسهء سپهسالار با لباس سلام حاضر شده و قسم خوردند « 1 » كه خلاف مشروطه رفتار ننمايند و دزدى را هم اسمش را دخل نگذارند . ظفر السلطنه وزير جنگ هم قسم خورد و اين اشخاص چوب خورده را بعد از صرف چوب به طرف كلات بردند . آنقدر آب دهان نمايندههاى انجمنها روى اينها ريخته بودند كه صورتشان « 2 » پوشيده شده بود . [ 74 ]
--> ( 1 ) . اصل : خوردن . ( 2 ) . اصل : صورتش .